در سیاست، پایان بحران معمولاً با یک تاریخ ثبت میشود، اما برای مردم، بحران در همان روز تمام نمیشود.
آثار آن سالها در اقتصاد، مهاجرت، سرمایهگذاری، اعتماد عمومی و تصمیمهای شخصی آدمها باقی میماند.
بخش مهمی از خسارت جنگ در هیچ جدول اقتصادی ثبت نمیشود: زمان ازدسترفته.

سالهای سوخته برنمیگردند؛ سالهای آینده را دوباره نسوزانید
روزنامه شرق نوشت:

در سیاست، پایان بحران معمولاً با یک تاریخ ثبت میشود، اما برای مردم، بحران در همان روز تمام نمیشود.

آثار آن سالها در اقتصاد، مهاجرت، سرمایهگذاری، اعتماد عمومی و تصمیمهای شخصی آدمها باقی میماند.

بخش مهمی از خسارت جنگ در هیچ جدول اقتصادی ثبت نمیشود: زمان ازدسترفته.

هر سالی که سرمایهگذاری به تعویق افتاده، هر پروژهای که آغاز نشده و هر فناوریای که وارد کشور نشده، بخشی از ظرفیت توسعه را با خود برده است.

تحریم نمیتواند توضیح دهد چرا برخی اصلاحات اقتصادی سالها عقب افتادهاند یا چرا اعتماد عمومی فرسوده شده است.

اگر فردا تحریمها کاهش پیدا کنند، این مشکلات خودبهخود ناپدید نمیشوند.

کشوری که میخواهد قدرتمند بماند، به اقتصاد کارآمد، جامعه امیدوار، نهادهای پاسخگو و سیاستگذاری قابلپیشبینی نیاز دارد.

پایان جنگ را نباید پایان مسئله تصور کرد؛ بازسازی واقعی، بازسازی امکان امید به آینده است.

مذاکره ابزاری است برای تأمین منافع ملی، همانگونه که مقاومت نیز باید با هدف تأمین منافع ملی سنجیده شود.

جامعه حق دارد حساب بخواهد؛ نه برای یافتن یک مقصر، بلکه برای پاسخ به این پرسش که با فرصتهای ازدسترفته چه کردهایم.

پول و کارخانه را میتوان دوباره ساخت، اما نمیتوان جوانی ازدسترفته، سالهای مهاجرت و اعتماد فرسودهشده را بازگرداند.

سالهای سوخته برنمیگردند؛ اما میتوان کاری کرد که سالهای آینده دوباره نسوزند.